 |
|
تهران...شهر بی دفاع |
|
شنبه هفتم شهریور 1388 |
 |
| |
|
مي دانم كه عادت داري؛
ما با تو اين يكي دو سده كه پايتخت بوده اي
خوب تا نكرده ايم
مي دانم كه عادت داري
بد تر از اين ها را ديده اي و
دم نزدي
ولي
ما به تو قول آرامش داديم
نخند !!!
جدي ميگويم
مي دانم به اين حرف ها هم عادت داري
به حرف كه خيلي عادت داري
ولي
ما را به خاطر همه ي خطاهامان
ببخش
و پدرانمان را
و اكنون كه نمي دانم چرا
نه من ونه تو آنجا كه مي خواهيم نيستيم؟
و دوباره
بعد از 10 سال با تو چه كردند؟؟؟
ادامه مطلب... |
| |
 |
|
|
 |
| |
 |
|
توصیه می کنم همه بخو نند |
|
چهارشنبه چهارم شهریور 1388 |
 |
| |
|
ای کاش
کسی هم به نفع مردان بی ادعا سخن می گفت
ادامه مطلب... |
| |
 |
|
|
 |
| |
 |
|
عیدتون مبارک |
|
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 |
 |
| |
|

عید مبعث عید بزرگ مسلمانان و سرآغاز رسالت نبی مكرم اسلام، رهایی انسان از بندگی نفس - احیای كرامت انسانی برای رسیدن به تعالی و كمال مبارك باد. |
| |
 |
|
|
 |
| |
 |
|
بازگشت . . . |
|
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 |
 |
| |
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صرحنی عن الهموم و الغموم و وحشت الصدر و وسوسه الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین
از وقفه ی بزرگی که بینمون افتاد خیلی خیلی عذر می خوام این ایام سرم خیلی شلوغ بود (خودتون که
بهتر می دونید ...)
ان شاء الله زین پس مجددا کار رو از سر می گیریم البته با مدد اهل بیت و همکاری دوستان . . .
در پناه ایزد منان . . .
(( شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تورا خواهد شست . . . ؟
یا صاحب الزمان ادرکنااااااااااااااا ..... ))
|
| |
 |
|
|
 |
| |